عشقم اخر هفته ای اومد پیشم و کلی خوش گذروندیم .اون امتحانه هم افتاده واسه هفته اخر که میشه همون هفته اول خرداد واسه همینم تصمیم گرفتم این هفته رو بیام خونمون تا هم یه سر و سامونی بدم به خونه هم واسه حامدم غذا فریز کنم و هم به خودم یه آف داده باشم اینه که جمعه صبح حرکت کردیم و اومدیم به سمت خونمون یه چیزی هم بگم بین خودمون باشه من برای اولین بار دو ساعت رانندگی کردم توی جاده. -------------------------------------------------
از صبح که اومدم دارم خونه تمیز میکنم البته بازم خدا رو شکر جناب حامد خان نسبتا با سلیقه است و اللا....
--------------------------------------------------------------- واسه کار حامد خیلی استرس دارم اون پارتی خان ما قراره این هفته خبر قطعیشو بده .اگه جور شه من امسال این دفعه سومه که جا به جا میشم
+نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:20توسط الهام |
|