تبليغاتX
عشق مخملی

عشق مخملی

Ufile Image Uploader

امروز خبر قطعی شدن کار حامد رو بهمون دادن فقط گفتن که یه مدت زمان میبره و حدودا یک ماهی باید صبر کنین .

توی این مدت داریم دنبال خونه میگردیم .دیگه متنفر شدم از هر چی خونه است بس که میریم خونه میبینیم و خوشمون نمیاد .

خدا کنه زودی یه خونه خوب پیدا کنیم .عجب پروسه ای شده

----------------------------------------------------

 

Ufile Image Uploader

بالاخره قسمت دوم فیلم texas chain saw رو هم دیدم .وای که چهقدر قشنگ بود بخصوص که اون دختره هم اخرش نجات پیدا کرد و ما خوش خوشانمون شد

----------------------------------------------------

Ufile Image Uploader

حامدم اینجاست ها .گفته بودم ؟

خوب اگه نگفته بودم الان میگم ولی فردا داره میره.خوب اینکه چیزی نیست منم چهارشنبه میرم

خوب که چی؟

+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت11:22توسط الهام | |

Ufile Image Uploader

از چند وقت پیش توی ذهنم بود که وسایل چوبی خونه مونو رنگشو عوض کنم .خلاصه همین جوری داشتیم بررسیش میکردیم  که تصمیم بر این شد که قهوه ای تیره بشه خلاصه که میخوایم تمام سرویس خواب مبل ها و میز هاشون .میز کامپیوتر و میپز تلویزیونمونو قهوهای تیره کنیم که فکر کنم خیلی خوشگل بشه .فعلا فقط کمد های لباسی رو رنگ کردیم که خوشگل شده

-----------------------------------------------------

Ufile Image Uploader

کار حامدم هر روز داره بیشتر پیشرفت میکنه امروز هم حامدم داره میاد که بره اون اداره کذایی تا کارای اولیه اشو بکنه .خدایا هنوز هم محتاج کمکتیم ...

-------------------------------------

Ufile Image Uploader

این بچه های دانشگاه ما هم نوبرن واللا .فکر کن ما رو دارن تا هفته اول عید میکشونن دانشگاه .من که یادم نمیاد توی این مدت از اول خردااد به اون ور رفته باشم دانشگاه مادر .چه میدونم سر پیری ما رو اینقدر اذیت میکنن .نمیدونن ما ترم اخریم و پیشکسوت

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت13:25توسط الهام | |

Ufile Image Uploader 

دیشب رفتیم بیرون با کی؟با همین دوستمون که همکار حامد هست و خانومش اول سوار مونو ریل شدیم .من قبلنم سوار شده بودم ها اما نمیدونم این بار چرا اینقدر وحشتناک بود ارتفاعش  خیلی زیاد بود و خانوما و اقایون توی دو تا واگن جدا نشستن  نمیدونم چرا هی این  واگنه چپه میشد .بعدشم رفتیم یه رستوران جدید که  اولین بار بود اونجا میرفتیم . قسمت مصریش نشستیم .من مخصوصشو خورم که هم جوجه چینی بود هم مصری و هم کوبیده و شوشو چلو کباب مصریشو خور.اما نمیدونم چرا اومدیم خونه دل درد شد
---------------------------------

Ufile Image Uploader
این بازی lost idol هم خوب من  و شوشو رو گذاشته سر کار .اگه بازی فکری دوست دارین دانلودش کنین .بسیار جالبه .ما الان مرحله 70 هستیم
---------------------------------

Ufile Image Uploader
دیروز فیلم محیا رو دیدم .اصولا ما  ایرانی ها عادت کردیم به دیدن فیلم چرند یا بهتره بگم کار گردان های ما عادت کردن که فیلم چرند بسازن .از ابتدای خلقت بشریت یه موضوع رو گرفتن و تا حالا هی راجع به اون فیلم میسازن یه بار دختر پولداره عاشق پسر فقیره میشه یه بار پسر پولداره عاشق دختر فقیره 

----------------------------------

پ ن ۱:مدوسا کجایی تو دختر چرا وبتو حذف کردی؟

خبرم کن منتظرم

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت10:37توسط الهام | |

Ufile Image Uploader

عشقم اخر هفته ای اومد  پیشم و کلی خوش گذروندیم .اون امتحانه هم افتاده واسه هفته اخر که میشه همون هفته اول خرداد واسه همینم تصمیم گرفتم این هفته رو بیام خونمون تا هم یه سر و سامونی بدم به خونه هم واسه حامدم غذا فریز کنم و هم به خودم یه آف داده باشم اینه که جمعه صبح حرکت کردیم و اومدیم به سمت خونمون یه چیزی هم بگم بین خودمون باشه من برای اولین بار دو ساعت  رانندگی کردم توی جاده.
-------------------------------------------------

Ufile Image Uploader
از صبح که اومدم دارم خونه تمیز میکنم البته بازم خدا رو شکر جناب حامد خان نسبتا با سلیقه است و اللا....

---------------------------------------------------------------
Ufile Image Uploader
واسه کار حامد خیلی استرس دارم اون پارتی خان ما قراره این هفته خبر قطعیشو بده .اگه جور شه من امسال این دفعه سومه که جا به جا میشم 

+نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:20توسط الهام | |

Ufile Image Uploader

اون امتحان کذایی برگذار نشد .اصلا من میگم بهم وحی میشه باز تو بگو چرا درس نمیخونی.من میدونستم که امتحان نمیگیره .میدونین چی شد ؟رفتم سر کلاس و دو سه تا از بچه ها واسه استاد گل اورده بودن و استاده هم دیگه به خاطر روز معلم و اون گلا بخصوص تا بچه ها گفتن استاد سخت بود درسش و اینا گفت اوکی امتحان نمیگیرم .انگاری منتظر حرف ما بود طفلی

-----------------------------------------------------

Ufile Image Uploader

فردا بعد از سه هفته عشقم میاد پیشم .انگار سالهاست ندیدمش .دلم خیلی براش تنگ شده . سه شنبه میاد . تا جمعه هم میمونه .احتمالا هفته بعد من میرم خونمون و یک هفته ای میمونم .باز بر میگردم و یکی دو هفته ای هستم و بعد واسه فرجه ها میرم خونه .فقط به خاطر یکی از درسام که امتحان ترجمه اش جلسه اخره برنامم اینجوری قاطی شد و الا ما رو چه به کلاس اودن توی خرداد سر پیری

----------------------------------------------------

Ufile Image Uploader

 دیشب فیلم ملودی رو دیدم .موضوع بسیار کلیشه ای بود اما خوب حسابی  خندیدم .خدایی ایرج نوذری رو چه  به لات بودن

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت11:47توسط الهام | |

Ufile Image Uploader

توی خلوت پر ازهمهمه ام

که صدایی به صدا نمیرسه

اگه میتونی مون دعا بکن

من که دستم به خدا نمیرسه

اسمونا ارزونی پرنده ها

جای اسمونا یه قفس بده

همه دارو ندارمو بگیر

هر چی بودمو دوباره پس بده

بازم هیچ راهی به مقصد نرسید

من هزارو یک شب معطلم

تا ته جاده دنیا رفتم و

بازم انگار سر جای اولم

چرا دنیا با تمام وسعتش

مرهمی برای زخم من نداشت

پای هر چی که دویدم اخرش

حسرت داشتنشو تو دلم گذاشت

سر رو شونه های سنگ روزگار

قد این فاصله هق هق میکنم

دارم از ثانیه ها سیر میشم

دارم از دوری تو دق میکنم

پشت خنده های مصنوعی من

دل به این بغض گلو شکن بده

روزگار سردمو ورق بزن

دست مهربونتو به من بده

گم شدم توی شبی که خودمم

شبی که حتی یه فانوس نداره

منو با خودت ببر به روشنی

اخه هیچ کی مثل تو منو دوست نداره

لک زده دلم واسه یه لحظمون

شیشه دل همه تنگ شده

میدونی دلیل گریه هام چیه

ای خدا دلم واست تنگ شده

خدایا میشنوی صدامو .امشب دلم گرفته.میخوام باهات حرف بزنم .خدای من توی این همه فراز و نشیب تو با ما باش .تو تنهامون نذار .خودت میدونی که چقدر به حضور پررنگت توی زندگیمون ایمان دارم .خدا جونم میدونم که میتونی. ما رو بیشتر به خودت نزدیک کن .خدایا زندگیمو به خودت میسپارم .خدایا خودت میدونی تمام زندگیم حامدمه .خودت همیشه حفظش کن .میدونم خسته شدی بس که هی اینا رو بهت گفتم اما خدا جونم بازم میگم .فقط تو رو داریم .ممنونتم که تا حالا کنارمون بودی همیشه .نزدیک تر از همیشه .اما بازم تو با ما باش .خدای من تموم کن این فاصله ها رو .خسته شدیم دو تامون .تا کی واسه هم تظاهر کنیم که خوبیم و خوش.تا کی خنده های مصنوعی .؟

نمیدونم شاید حکمتی هست توی این فاصله ها.اره حتما حکمتی هست.شاید میخوای ما رو امتحان کنی اما خدایا بس نیست ؟توی این هشت  نه ماه هنوز ما سربلند بیرون نیومدیم؟خدایا این روزا بیشتر از همیشه نیازت داریم برای همه چیزایی که خودت بهتر میدونی .میدونم که تو بهتر از هر کسی بنده هاتو میشناسی ونیازاشون و اما خدا جون من اول خودتو میخوام .حضورت پر رنگ تر از همیشه .توی تک نک لحظه هام .

الهی و ربی من لی غیرک ...

 

+نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت10:41توسط الهام | |

Ufile Image Uploader

دیروز خواستگاری پسر عمه ام بود ولی من که نرفتمممم که .خوب اخه امتحان داشتم .چقدر هم که درس خوندم خیر سرممممم.همه رفتن و من موندم خونه و دختر خاله ام هم یه نیم ساعت بعد اومدو با هم نشستیم فیلمtexas chain saw (؟)رو دیدیم و بعدش هم ruins یعنی الان ببینید درجه خشانت رو.البته من که اینا رو یه بار دیده بودم اما دخی خاله گرامی اون شب وقتی میخواست بخوابه خنده دار شده بود
---------------------------------------------

 Ufile Image Uploader
امروز دخی عمه ام اومد اینجا و از اونجایی که ارایشگره دیروز کلی سفارشش کردم که باید بیای و موهامو های لایت کنی  .امروز ساعت 7 صبح حاظری زد و از 8 تا 12 موهامو رنگ کردم و بعد های لایت.رنگش زیتونی شد با لایت های صدفی بدون زردیییییییییی
وای که من چقدر روی زردی حساسم .
فلش بک:گفته بودم که موهامو عید بلوند کردم خوب جلوشون رنگش رفته بود و ریشه ها هم در اومده بود .واسه همون تصمیم به های لایت گرفتم
-------------------------------------------
Ufile Image Uploader

فردا امتحان دارم ها .از بس خوندم دیگه چشام باز نمیشه .

+نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت16:33توسط الهام | |

Ufile Image Uploader

امروز صبح قرار بود برم بخش و موضوع و مقدمه تحقیقمو به استادم ارائه بدم .توی

راه که داشتم برمیگشتم یکی از پسرامونو دیدم که اسمشو گذاشته بودیم بره

خلاصه که بهش گفتم آقای فلانی شما تحقیق رو گذروندین؟اونم گفت آره اتفاقا همین الان هم همرامه روی فلش .هیچی دیگه فلششو گرفتم و سریع یه پرینت زدم ازش و یه سی دی هم ازش کپی گرفتم و خوشحال رفتم و دادم به استاد

به به

شد مصداق همون شعر من و این همه خوشبختی...

--------------------------------------------------------------

امروز توی دانشگاه نمایشگاه فریم (فرم؟)عینک بود با 70%تخفیف .یعنی همشون 6000 تومن بودن

.نمیدونین چه غلغله ای بود .جماعت عینکی هجوم آورده بودن .من هم یه دونه خریدم که سفید مشکی و خیلی بامزه است.تازه میریم که فردا واسه داداشی عینکی مون هم بخریم.حالا خوبه کس دیگه ای عینک نمیزنه مثلا شوشو والا واسه اونم حتما میخریدم (البته من مداوم نمیزنم فقط واسه مطالعه و تی وی)

---------------------------------------------------------------

Ufile Image Uploader

بالاخره طلسم ماسک زدن من شکست .باشد که آدم شویم و هفته ای دو بار به این پوست بیچاره هم نیم نگاهی کنیم

ماسک های این دوره:اسکراب زردالو.خیار و بادام هیمالیا(این خیار و بادامش خیلی باحاله از اونا که من دوی میدارم .وقتی خشک میشه باید مثل یه لایه از روی صورتت برش داری)

+نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت17:50توسط الهام | |

سرم رو روی شونه ات میذارم و دستاتو میگیرم .دستامونو توی هوا قلاب میکنیم و به حلقه هامون نگاه میکنیم .چه حس خوبیه که اسیر توام .دستمو میذاری روی قلبت .

چقدر این صدا رو دوست دارم .

سرمو بالا میگیرم و توی چشمات زل میزنم.چقدر ارامش توی چشماته.چقدر عشق.میخوام داد بزنم عاشقتم

"سرتو بر ندار آرومم میکنی"

دوست ندارم این لحظه ها تموم شه .میخوام همشو تا ته سر بکشم .چشامو میبندم و از بوی بدنت سو مست میشم .

اهنگی که من و تورو عاشق تر میکنه

ای که توای همه کسم

بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم

به هر چی میخوام میرسم

و کم کم چشما مو روی هم میذارم و چشام  سنگین میشه ...

بیدار میشم تو کنارم نیستی.همش یه رویا بود.

دلم برات تنگه...

+نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت12:10توسط الهام | |

روز پنج شنبه با دختر خاله ها وآرام رفتیم بیرون .کافی شاپ صوفی و میکر و بستنی خوردیم و چون خاله اینا نبودن همگی رفتیم خونشون تا مثلا دختر خاله ام تنها نباشه و کلی بساط کر کر و خنده به راه بود و شب هم آسون ترین راه رو واسه شام انتخاب کردیم .سوپر محله.خرید ناگت .و نیم ساعت بعد غذا آماده بود .
-------------------------------------------------------------------------------

الان شنیدم میگن بازیگر نقش یو*سف تصادف کرده و تلویزیون خواسته که مردم واسش دعا کنن هان؟راسته یا شایعه کردن؟مثل شایعه تصادف سا*سی*مان*کن که تازه گفتن مرده.یادتونه؟اگه این جوری باشه پسره چشم خورد ها؟
--------------------------------------------------------------------------------
چقدر آهنگ" مثل دیوونه ها"ی پویا بیاتی رو دوست دارم 

میدونی چند تا نمازتو شکوندی
چند تا ربنای نیمه کاره خوندی
شونه های آسمون تر شده بس کن
میبینی خدا رو تا گریه کشوندی
---------------------------------------------------------------------------------
کارای شکایت موبایل فردا تمومه و کار حامدم هم منتظر خبریم همچنان و محتاج دعا...

+نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت20:6توسط الهام | |

همچنان دنبال کارای موبایل دزدیمونه مامان .

خدا خیرش بده الان سه روزه که ساعت 7 صبح میره بیرون و دنبال تنظیم شکایت و ایناست  .نمیدونم اخرش چی میشه .کلا به یه نتیجه رسیدیم که گوشی 3230 واسه ما بد شانسی میاره اخه تا حالا دو تا گوشی گم کردیم و دو تاشونم 3230 بوده

---------------------------------------------------------------------------------

نمیدونید چقدر استرس دارم .یه نقطه روشن توی انتقالی حامد بوجود اومده به همین جایی که الان هستم .

یه پارتی کار درست .

فردا باید برم نامه بگیرم ازش واسه اون اداره .یه بغل دعا میخوام .بهم میدین؟

-----------------------------------------------------------------------------------

تازگی ها با یه وبلاگ اشنا شدم که نویشنده اش تینا هست .خیلی منو مجذوب کرده.

 

+نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت11:13توسط الهام | |

1:این روزا که میگذره هر روز کم طاقت تر میشیم .با شوشی گلم هی روز شماری داریم که کی این اردیبهشت تموم میشه و ما پیش همیم .گرچه باز واسه امتحانا میام اما اون دیگه خیلی نیست و تحملش راحت تره .خدایا کاش زمان میگذشت

 

2:شوشوی عزیزم این هفته شنبه رفت مشهد واسه بازیای فوتبال که جزو  تیم اداره شون بود .

اما دو روز بعد زنگ زدن که اقا بیا اینجا بهت نیازه خلاصه امروز صبح پرواز داشت .من نمیدونم این دستگاههای اداری هم انگاری حالشون خوب نیست .

3:امروز فیلم چند روز بعد و ملودی رو اومدیم نیگا کنیم که هنوز شروع نشده قعطش کردم بس که مزخرف بود.

در همین راستای فیلم دیدن هم لاست رو میبینیمممممممممم

حال میکنید چقدر عقبم .البته من زیاد هم تمایل نداشتم واسه دیدنش اما داداشم از دوستش گرفته بود 3 تا دی وی دی اولشو و دیدیمشون .حالا باقیشو ندارم .فکر کنم مجبور شم بخرمش

4:راستی این فیس بوک جریانش چیه غیر از اینکه میتونی اونجا دوستاتو پیدا کنی؟اخه من هم عضو شدم .حالا کیا عضون برم سرچشون کنم ؟

+نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت19:41توسط الهام | |