|
شرمنده همتون شدم اره 26 ام تولدم بود اما خوب یادم که میاد پارسال تولدم با عشقم بودم و امسال به خاطر این دانشگاه لعنتی نمیتونستم حسابی غصه میخوردم خلاصه که روز تولدم که بیدار شدم وعشقم اولین کسی بود که تبریک گفت و بعدشم عصرش تماس گرفت و گفت دارم میام پیشت . و اون شب یعنی شب تولدم اومد پیشم و مثل همیشه با کاراش کلی خوشحالم کرد . اما فرداش روز بد بیاری ما بود از صبحش که بیدار شدیم ماشین استارت نزد و فهمیدیم که باتری ماشین خراب شده بعد رفتیم باتریشو عوض کنیم که همون جا نمبدونم چی شد که گوشی حامدم گم شد بعد برف پاک کن های ماشین خراب شد که تعمیر کاره گفت فیوز سوزونده در صورتی که تا نیم ساعت پیش کار میکرد تازه گفت خوبه که زود تر فهمیدید والا فن از کار میوفتاد و موتور میسوزوند . فرداش هم دیگه همسری رفت سمت ولایت که شنبه به کارو بارش برسه اما جونم براتون بگه که مسیر 5 ساعته رو همسر خان ما 8 ساعته رفته بود چون جاده شلوغ بوده و میتونین حال منو تصور کنین اون لحظه ها .نفسم داشت بتد میومد تا از خونه زنگ زده بود ... پ ن:فیلم دلداده رو دیدین ایا؟اگه نه توصیه میکنم هرگز سمتش نرین ایشششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش
بچه هایی که زبان خوندن میشه منو درباره موضوع تحقیق درس اصول و روش تحقیق راهنمایی کنین
موندم چی انتخاب کنم ؟ شماها چی انتخاب کردین؟
ممنون از لطف همتون همون روز هوا افتابی شد و شما راست میگید نباید ثبتش میکردم . توی این هفته چندین تا فیلم دیدم که به استحضار فیلم دوستان میرسانم 1: یا کفاره atonement که فقط روی اعصابم راه میرفت و دوست داشتم اون دختره(همون که کوچیک بود و بعد شد پرستار )رو به قتل برسونم 2:اینو البته قبلنم دیده بودم (گفته بودم آیا؟):داستان عججیب بنجامین باتن 3:دعوت :که وقتی تموم شد من هنوز توی کف بودم که خوب چی ؟الان اینا چی شدن بعدش؟ایشششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش 4:حس پنهان:قشنگ بود اما موضوع بسیار کلیشه ای اما من کلا نیوشا رو دوس میدارم فقط نمیدونم چرا یک کم رژیم نمیگیره؟ 5:revolutionary road اینم بدک نبود در همین حد 6:REC:که بسیار جالب بود .ها ها درجه خشانت رو دیدید که؟ 7:و در آخر اخراجی های 2 که خیلی بامزهههه بود مخصوصا بایرام لودر باقالی واقعا که کاش یک کم درس میخوندم به جای این کارامممممممممممم
حذف شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب من و شوشوی عزیزم یهو تصمیم گرفتیم که سه شنبه بیایم اینجا(یعنی همون شهر خودمون همون جا که دانشگاهمه) خلاصه دوشنبه همه کارامونو کردیم و سه شنبه هم همسر خان مرخصی گرفت . صبحشم رفتم ارایشگاه و رفتم دنبال شوشو و حرکت کردیم .توی راه بارونننن شدید بود و شوشوی گلم هی مجبور بود یواش بره . واسه 13 هم رفتیم یه جای تفریحی روی کوه . یه جای دنج و نابببببب که خیلی باصفا بود و بس که پرت بود هیچ کی نیومده بود وما تنها بودیم و کلی خوش گذروندیم . بساط جوجه کبابو کوه نوردی و پاستور و خنده و اینا حسابی به راه بود . امروز هم شوشوی گلم برگشت که فردا به اداره اش برسه ... حالا باز میام و تعریف میکنم برم ببینم شماها چیکارا کردین
نشستم پشت کامپیوتر و تند و تند دارم از اینا میخورم از بس شوشوی گلم دوست داره منو هم وسوسه کرد واسه خوردنش چون شوشو جان مهندس بازیش گل کرد و رفت سراق جلوی در ورودی و شروع کرد از شیب بندیش ایراد گرفتن
امروز میخواستم یه پست مبسوط و پر از انرژی بذارم راجع به سفرمون و اتفاقاتش که نشد
این عکس سفره هفت سینمون که با شوشو درستش کردیم اینم گلی که اویل جاشو خریدیم بعدم گلاشو درست کردیم این کرم ویتامینه مو هست به اسم بوناول کسی استفاده کرده؟ البته من دنبال کرم ویتامینه محصولات وللا بودم که گیرم نیومد
|
About![]()
پاییز رو دوست دارم فصل رسیدن به عشقم
Home
|