|
وایییی بچه ها باورم نمیشه دارم از اینجا پست میذارم .ما الان مشهدیم
توی لابی هتل .تا چند ساعت دیگه هم میریم حرم میامو تعریف میکنم....
نوروز شاید دویدن در کوچه های خاکی شهر باشد پیشاپیش بادبادکی که پرواز نمی کند و دلهره یُ گم شدن عیدانه ها در جیب های کم عمق کت و شلوارهای آهار دار نو
نوروز شاید جست و خیزی شادمانه باشد در بستر علف های تازه رو در همهمه ی آش رشته و هیاهوی کاهو سکنجبین در روز دردانه« سیزده بدر»
نوروز شاید دست هایی باشد چفت شده در هم و پچ پچ رازهای ناگفته در کوچه های خلوت پیچاپیچ
نوروز شاید سفری دو نفره باشد پر از دلهره ی قهر و اشتیاق آشتی و چیدن چاغاله های نارس بادام از باغ های غریبه ی ممنوع
نوروز شاید گرمای ران های نرم کودکی باشد سوار قلمدوش و حس خیسی مشکوکی پشت گردن!
نوروز شاید دیدار عروس های جوان باشد یا داماد های مغرور تازه و گذاشتن اسکناس های نو در جیب کاپشن های « مغز بادام» که از آغوش می گریزند تا به« تماشای برنامه ی کودک» برسند
نوروز شاید همه چیز باشد از شیرینی گس کودکی تا تلخی موقر موهای نقره ای نوروز شاید رویای مکرری باشد در خواب؛ « خواب زندگی» نورالدین زرین کلک پیشا پیش سال جدید را به شما دوستان عزیز تبریک می گوییم. این خریدای منو شوشو واسه خونه است که حسابی جیبمون رو خالی کرد. اینا هم خوراکی های مورد علاقه شوشو شلوار شوشوی عزیزم لوازم ارایشی که بیشترشونو هم داشتم عشقم با کت و شلوار و پیراهن جدید البته بدون سر
اینا خریدای شوشو اینم کیف من که سه حالت میشه .بند کوتاه .بهد جمع میشه با بند بلند .کوله هم میشه فرداش هم که دوشنبه بود موندم خونه اولش و شوشو رفت دنبال چند تا کار و وقتی اومد با یه شاخه گل سورپریزم کرد قوربونش برم راستش تصمیمم واسه روشن کردن موهام قطعی بود حتی اگه موهام میبایست دکلره بشه اینه که بعد از 4 ساعت یک عدد الهام بانو با موهای بلوند دودی گوگولی از کار دراومدم . هنوز توجیهی واسه این کارشون پیدا نکردم . دیگه ما هم برگشتیم خونه...
بعد رفتن شوشو کلا خونه موندم فقط به جز يه روز که 4 يا 5 ساعتي رو رفتم خونه ماميش . شلوار گلمو دادم خياطي .لباساشم دادم خشکشويي و اومدم خونه اما فردا که اومدم برم بيرون ماشين روشن نشد و به گمونم باتريش خوابده بود . منم که يه سرما خوردگي خفيف داشتم پنج شنبه شوشو جونم بالاخره اومد و اما خوب خسته بود و نميشد کاري کرد .منظورم خونه تکوني .فکر بد نکنين . آخه هال و اتاق خواب احتياج به جابجايي وسايل داشت و من نميتونستم .ديگه جاتون خالي فرداش جابجايي ها رو انجام داديم و من موندم و يه خونه بهم ريخته . بعد اون شوشوي گلم اومد و با هم رفتيم و بالاخره ميز کامپيوتر و صندليو جاکفشي و خريريم که متعقبا عکسشو هم ميذارم این جاکفشیمونه که من خیلی دوسش دارم اینم میزمون با صندلی والبته وسایل جانبی مورد علاقه شوشو
چهار شنبه شب تصمیم گرفتم برم خونه خودم و این یه هفته رو بیخیال دانشگاه شم . همون موقع بلیت رزرو کردم و فردا شبش هم راه افتادم .شوشوی عزیزم قرار شد وقتی رسیدم بیاد دنبالم . قوربونش برم که از دو ساعت قبل اونجا منتظر من بود . بعدشم پا شدیم و از فریزر قورمه سبزی گذاشتیم بیرون و خوردیم . البته خوب پوشاکش که بدرد نمیخورد اما خوراکیاش ارزون بود .. یه خورده خرت و پرت خریدیم و بعد اونم تصمیم گرفتیم شب رو هم بیرون بریم . زنگ زدیم به دوست شوشو (همونا که چند سری باهاشون بیرون رفتیم). وشبو رفتیم توی پارک و جاتون خالی مرغ رو هم کباب کردیم و خوردیم . شب هم اومدیم خونه و بیهوش شدیم
ممنون از همتون عشقم به سلامت رسید و من خیالم راحت شد
تو این چند روزه کار خاصی نکردم سرم به دانشگاه گرمه و کلاسا رو میرم مثل بچه مثبتا فیلم slumdog millionaireیا همون میلیونر زاغه نشین رو دیدم که خیلی قشنگ بود من که خوشم اومد و کلی هم باهاش خندیدم اگه ندیدین بهتون توصیه میکنم امروز رفتم مغازه مامان یه خانومه اومده بود که انگاری دیروز یه لباس خریده بود و میخواست پس بده و از اونجایی که مامی اینا سیستمشون اینجوری نیست و فقط تعویض میکنن ماجرایی شده بود این خانومه انگاری میره خونه و لباسه رو میپوشه ولی شوهرش میگه اه .این چی چیه خریدی تنگه همه جات حالا اون میون توی مغازه خانومه زنگ زده به شوهرش میگه پولو پس نمیدن خودت حدداقل بیا بگو چی بخرم شوهره هم میگفت من که نوکرت نیستم خودت بخر فقط حق نداری تنگ بخری .کوتاه نباشه .پوشیده باشه خلاصه که کلی تعجب کردم به خودم میگم خدایا شوشوی گل من چجوریه بعضی مردا چجوری شوشوی گل من همیشه به نظر من احترام گذاشته هیچ وقت مجبور به کاریم نکرده اما اینا...
این چند روز تعطیلی حسابی خوش گذشت
اول اینکه شوشوی گلم سه شنبه ظهر اومد پیشم با ماشینمون بعدشم فرداش رفتیم بیرون و کلی چیز میزای خوشگل خریدیم واسه ماشینمون و حسابی اسپرتش کردیم دیگه دیگه اینکه کارای تعویض پلاکمون هم انجام نشد و ما تا همین امروز صبح درگیرش بودیم و بالاخره تموم شد و شوشوی گلم ماشینو به نام من زد با این کارش حسابی شرمندم کرد گرچه فرقی هم نمیکنه ماشین من و اون نداره بعدشم دیگه خرت و پرتای اضافی مو هم دادم برد تا بارم سنگین نباشه منم اگه خدا بخواد یه هفته به عید میرم پیش گلم از دیشب یه دلشوره عجیب توی دلمه خیلی اضطراب دارم که شوشو باید ۴ یا ۵ ساعت تنها رانندگی کنه همش بغض میکردم اما سعی میکردم به روی خودم نیارم تا الان که باهاش صحبت کردم نصف راهو رفته خدایا گلمو به خودت میسپارم مواظبش باش پ ن ۱:کامنا رو توی کامنت دونی جواب میدم
اووووه چه همه من اینجا ننوشتم کلی خبر دارم .اهم اهم اول اینکه ما بالاخره شاخ غول رو شکستیم و ماشین خریدیم .پس بزن به افتخارش اون کف قشنگه رو بعدشم اینکه جمعه من و مامی رفتیم تهران واسه خرید لباس و بنده کلی لباس خریدم .دیگه دیگه در راستای زیبایی همانند سحر بانوی گل نیازمند یاری سبزتونم واسه رنگ یا مش؟ دیگه اینکه دیدین این هفته مدارس تعطیل شد اما تازه لطف کردن و اعلام کردن کارمندا اگه میخوان میتونن مرخصی بگیرن عجبا... فردا شوشو با مامی شوشو و پاپای شوشو دیگه اینکه سعی کیمن عکسا رو توی اپ بعدی بذارم البته اگه این سرعت لاکی جون اینترنت اجازه بده دیگه همینا ... برم ببینم شماها چیکارا کردین فعلا بابای
|
About![]()
پاییز رو دوست دارم فصل رسیدن به عشقم
Home
|