تبليغاتX
عشق مخملی

عشق مخملی

پنج شنبه عصرش با گلم رفتیم بیرون  همین جور الکی که بگردیم  .البته من هدفم پلید بود  چرا؟میگم خدمتتون

میخواستم واسه عشقم واسه والنتلین ادکلن بخرم واسه همونم نظرشو دوست داشتم بدونم .این شد که رفتیم توی نمایندگی ایو روشه . منم بعد کلی مقدمه و اینا گفتم عطرای مردونشو اورد

بعدش جناب بو کردن و گفتن نوچ هیچ کدوم خوش بو نیستن.خلاصه بعد از مغازه اومدیم بیرون و گفت من  که میدونم میخوای واسه والنتاین واسه من عطر بگیری

منو میگی اینجوری شدم .

خلاصه قرار بر این شد که همین جوری خیلبون گردی کنیم تا یه چیزی رو ببینیم که خوشگل باشه بعد واسه هم بخریم  و بشه هدیه والنتاین(الان دقیقا مثل مونگلا شدیم نه؟)

خلاصه گشتیمو  و گشتیم تا این که نتیجه اش شد این گل   این-گل

و این  گل

این-گل-79316

بعدشم از اونجایی که  وقتی  اون اقاهه داشت  گلا رو برامون درست میکرد حسابی نگاش کردم و قتی اومدم خونه حسابی گلامون و تمیز کردم بعدش اکلیل زدم .خیلی شیک شدن

اینم از والنتاین امسال ما...

برای خودت:عشق من  این ۴ مین والنتاینیه که با همیم .والنتاینت مبارک .تا ابد دوست دارم

پ ن ۱:کسی میدونه چجوری میتون این عکسا رو بزرگ تر بذارم تو وبلاگم؟(آیکون یه ادم اماتور)

پ ن ۲:باور کنید خود درگیری ندارم اما این قالبا به دلم نمیشینه

پ ن ۳:جمعه یه سفر دو روزه به تهران دارم

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت2:13توسط الهام | |

در نگاه عاشقت عشقتو خوندم
مهربون بودی که من یار تو موندم
من شدم همسفرت ای یار عاشق
کاشکی که عشق منو بدونی لایق
ای یار
ای عشق
بی تو میمیرم
بی تو از این دنیا دلگیرم
تو رفیق نیمه راه هرگز نبودی
تو که از دوست داشتنم غافل نبودی
چراغ عشق تو نمیشه خاموش
مگه تو و خوبیات میشه فراموش
ای یار ای عشق بی تو میمیرم...

این اهنگ  دقیقا حس الانمه .اصلا نمیتونم این حسو بهتون منتقل کنم که چقدر خوشبختم .خدایا باورم نمیشه که تو اینقدر منو دوست داشتی که این فرشته رو سر راه زندگی من قرار دادی
خدایا ازت ممنونم
باور کنید اینا شور و عشق اول زندگی نیست .که اگه بود الان بعد از حدود 4 سال فرو کش میکرد .اما هر من هر روز صبح که از خواب بیدار میشم عاشقترمممممممممممممممم
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت  

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت11:52توسط الهام | |

امروز شوشو تعطیل بود الانم خوابه .

منم نهارو گذاشتم و گفتم توی این فاصله بیام وآپ کنم .دیشب گفتیم بیایمو اینه دستشویی رو نصب کنیم که مته دریل شکست و ما هم کارو تعطیل کردیم وکارامون هم موند .

باید تا وسطای هفته کارامون تموم شه آخه من باید واسه حذف و اضافه برم شهر خودم و با استادا صحبت کنم که این ترم نرم سر کلاس .خدا کنه جور شه .اگه برنامم جور شه کلی برنامه ریزی کردم واسه اسفند که به همه شون میرسم اما اگه مجبور شو برم سر کلاسا که هیچی.
بگذریم...


بعد ازدواج پوستم احساس میکنم یه خورده خشک شده منظور اینه که دست که میکشم نرم نیست .

تصمیم گرفتم برم واسه پاکسازی .دو سه تا ارایشگاه هم رفتم اما راستش نتونستم بهشون اعتماد کنم ولی همشون میگفتن باید آبرسانی کنم .

چند وقت پیش که داشتم بروشور جدید ایو روشه رو ورق میزدم دیدم محصول آبرسان هم داره وچند روز پیش رفتم خریدم کرمشو .حالا اگه نتیجه داد اطلاع رسانی خواهم کرد
فعلا...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت12:33توسط الهام | |

پشت کامپیوتر نشستم و دارم تایپ میکنم .عزیزم خوابیده .امروز خیلی خسته شده .این جابه جایی و فشار کار اداره اخر سال حسابی خسته اش کرده  .

الهی قوربونش برم که اینقدر دوست داشتنیه .

کارای من هنوز تموم نشده .انگار تموم نشدنیه چیدن این وسایل .

فکر کنم یه دلیلش اینه که همه چی رو میشورم و میذارم سر جاش .که خونه تکونی هم باشه .

اتاق خواب خیلی بزرگه و من موندم چجوری پرش کنم سرویس خوابمو کامل گذاشتم  اما باید به فکر دو تا قالیجه خوشگل هم باشم .پرده هاش نصب شده .ااما پرده های اتاق کامپیوتر و اشپزخونه مونده .

آینه دستشویی و جای دستمالیش . سرویس حمام.انباری....

اووووووووووه نگم بهتره .یاد قرضام افتادم

دیگه اینکه ما هم اکنون با اینترنت دایل آپ در خدمتتونیم و هنوز خبری از ای دی اس ال نیست

امروز به اکثر دوست جونام سر زدم .

از این به بعد بیشتر میام پیشتون .لاو یو

برای تو:همسرم  بودنت  بهانه ای برای بودنمه .پس باش تا باشم(فی البداهه بوداااا)

+نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت22:44توسط الهام | |

سلام دوستای گلم

مرسی که نگرانم بودید .اما کی گفته من دیگه نمیخوام بنویسم؟

من حالا حالا ها در خدمتتونم .اما دلیل غیبتام .این که وقتی اومدم خونه خودم جابجا شدیم و حسابی درگیر جابجایی بودم . و این که فعلا اینترنت ندارم .ای دی اس ال هم نمیدونم اون منطقه تحت پوشش هست یا نه ؟

واسه همینم هنوز نمیدونم چجوریاست اینترنتمون .دیگه اینکه کامپیوتر خوشگلمون هم تحویل گرفتیم با ویندوز ۷ .که بشتابید به سایت مایکروسافت و دانلودش کنید .

دیروز شوشو رفت ماموریت ولی داداشی پیشمه .

فعلا من برم که هوارتا کار ریخته سرم .راستی بچه ها اگه خدا بخواد دنبال یه ماشینم هستیم .

چشم شیرینیتونم محفوظ.

لاو یو آل

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت10:3توسط الهام | |

توی موبایلم قسمت گروه ها فقط یه فولدر دارم اونم اسمش "همسرم" هست و توی اون هم فقط موبایل شوشو هست به اسم" "  my sweetie باورتون میشه از بس که هی بهش اس ام اس میدم عادت کردم که سریع بیام و فولدرشو کلیک کنم و بزنم سند وچشم بسته هم این کارو انجام میدم واسه همین هم تا حالا میلیون بار اس ام اسای اشتباهی که میخوام واسه یکی دیگه بفرستم رو میفرستم واسه شوشو .

شنبه دو تا امتحان داشتم .اصولا تجربه ثابت کرده که راجع به امتحانات نباید حرف بزنم تا خود نتیجه اش بیاد .اون امتحان اولی که 4 واحد هم بود همون که تو پست قبل گقتم رو 19 شدم .حالا زنگ زدم به شوشو میگم آبروی هر چی دانشجواه بردم با این نمره ام .

امروز میرم خونه خودم .و از این بابت خوشحالم.آپ بعدی رو احتمالا از اونجا میکنم .

در راستای ادامه فیلم دیدن بنده فیلم قرنطینه رو هم دیدم .کلیشه ای بود اما خوشم اومد .

یکشنبه هم که ترجمه متون ادبی داشتم و خیلی هم آسون بود راستی امتحان شنبه رو 14 شدم .بازم خوبه ها فکر میکردم میوفتم .

 

پ ن 1:شوشو از اول هفته ماموریته و من وقتی میرم خونه نیست .احتمالا  پنج شنبه عصر بر میگرده

پ ن 2:بنده به شدت رژیم میباشیم تا بتوانیم تا عید به وزن مورد نظرمان برسیم شرح این ماجرا رو میتونین توی وبلاگ رژیمی من که آدرسش اون گوشه توی پیوندام هست بخونید

پ ن 3:دوم بهمن با مامی میریم تهران .از اونجا خریدای عید  خودم و شوشو رو انجام میدم .

پ ن4:توی یه وبلاگی خوندم رنگ موی سال 2009 قهوه ای و   مشکی پر کلاغی و بلوند و شرابی هستن .ولی من میخوام  موهامو زیتونی رنگ کنم قشنگ میشه آیا ؟ 

+نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت11:35توسط الهام | |